ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

635

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

شاهى ايشان به نام نشلى جدا شد به مصر آمد و اسلام آورد و اسلامش نيكو شد . سلطان الملك الناصر براى او مواجبى معين كرد . نشلى در نزد سلطان مىزيست . در سال 716 كربيس از اداى جزيه سرباز زد . سلطان لشكرى به نوبه گسيل داشت و عبد اللّه نشلى نو مسلمان را نيز كه مردى از خاندان شاهيشان بود با اين سپاه همراه كرد . كربيس از روبرو شدن با اين سپاه خوددارى كرد و به ديار ابواب گريخت . سپاه مصر بازگشت و نشلى كه مسلمان شده بود بر تخت فرمانروايى نوبه قرار گرفت . سلطان الملك الناصر نزد پادشاه ابواب كس فرستاد و كربيس را طلب نمود . او نيز كربيس را نزد سلطان فرستاد . كربيس در نزد سلطان اقامت گزيد . مردم نوبه بر نشلى بشوريدند و او را كشتند . اين واقعه به تحريك جماعتى از عرب در سال 719 واقع شد . مردم نوبه به ابواب رسولان فرستادند تا كربيس را به كشورش بازگردانند . دريافتند كه او در مصر است . چون سلطان خبر يافت كربيس را به نوبه فرستاد . او به پادشاهى نشست و چون اسلام آورده بودند ، ديگر جزيه نمىپرداختند . آنگاه چند خانواده از اعراب جهينه به نوبه رفتند و در آنجا سكونت گزيدند و دست به فتنه و آشوب و فساد گشودند . ملوك نوبه به دفع ايشان كوشيدند ولى كارشان به جايى نرسيد ، سپس با آنان مصالحه كردند و با آنان به سبب ازدواج طرح خويشاوندى ريختند . اين امر سبب شد كه در دولتشان افتراق افتد زيرا به عادت عجمان خواهر و فرزندان خواهر نيز مىتوانستند جانشين پادشاهشان شوند . از آن پس نشانى از دولت و پادشاهى ايشان بر جاى نماند . در اين ايام مردمى بيابانگردند كه چون اعراب باديه‌نشين از پى باران از جايى بجايى كوچ مىكنند و رنگ بدويت عربى دارند . و اللّه غالب على امره . و اللّه تعالى ينصر من يشاء من عباده . بقيه اخبار ارمن از فتح اياس سپس فتح سيس تا انقراض دولتشان پيش از اين اخبار ارمن را تا قتل پادشاهشان هيتوم به دست ايدغدى شحنهء مغول در سال 707 ، در بلاد روم ، آورديم . پس از او برادرش اوسير ، پسر لئون ، در سيس به حكومت رسيد . ميان او و قرمان ملك تركمانان در سال 717 مصاف افتاد . قرمان او را شكست داد . او سير پسر لئون پس از اين شكست همچنان به پادشاهى خود تا سال 772 ادامه داد . چون هلاك شد پسر دوازده ساله‌اش لئون به جاى او نشست . الملك الناصر از او سير خواسته بود كه از قلعه‌هايى كه در همسايگى شام بود دور شود ، ولى او امتناع كرد و الناصر لشكر شام را به جنگ او فرستاد اين لشكر بلاد او را زير پى سپرد و ويران كرد . او سير نيز پس از اين واقعه بمرد . سپس الملك الناصر ، در سال 736 كتبوقا